داخلی صفحه تهران خبر
 
عرفانیان:
با "مربع‌های قرمز" زندگی کردم
تاریخ انتشار : چهارشنبه ۱۸ مهر ۱۳۹۷ ساعت ۱۲:۲۶
خاطرات منوچهر مدق از زبان همسرش را خواندم رسیدم به نقطه اوج عاطفی این کتاب باورم نمی شد دوباره برمی گشتم از اول می خواندم این که نوشته واقعی است خدایا؟این شد که آن کتاب پای من را به جنگ باز کرد.
با "مربع‌های قرمز" زندگی کردم
 
به گزارش «ایثار تهران» به نقل از تسنیم، می‌گویند تا رزمنده‌ای از خاطرات روزگارش در خط مقدم جبهه می‌گوید و می‌نویسد، تا مجروح زخم جنگ بر بدن دارد خاطرات جنگ فراموش نخواهد شد. خاطرات هیچ جنگی فراموش نخواهد شد. تاریخ نوپای دفاع مقدس ما نشان داده است خاطرات این جنگ مهجور فراموش ناشدنی است .گمنام است ولی پر از خاطرات بد و ناگفته‌ها و ناشنیده‌ها جنگ هشت ساله با تمام زخم‌ها و شیرینی‌ها و تلخ کامی‌هایش جزء تاریخ مردم این دیار است.
به بهانه چاپ کتاب "مربع‌های قرمز" خاطرات حسین یکتا؛ با زینب عرفانیان نویسنده این اثر به گفتگو نشسته‌‌ایم:
*چه شد که وارد حوزه دفاع مقدس شدید؟
یک خاطره ناب دارم، 22 سال داشتم تازه از دانشگاه شهید بهشتی فارغ التحصیل شده بودم و تب و تاب کتاب‌هایی مثل نیمه پنهان بین بچه‌ها افتاده بود. یک کتاب خواندم به نام شوکران خاطرات شهید «منوچهر مدق» از زبان همسرش چند صفحه‌ای که خواندم رسیدم به نقطه اوج عاطفی این کتاب باورم نمی‌شد. دوباره برمی‌گشتم از اول می خواندم این که نوشته واقعی است خدایا؟ مگر می‌شود این همه سختی، این همه دوست داشتن، این همه در کنار هم بودن در زندگی واقعی شدنی است نگاه کردم دیدم روی جلد جز کلمه واقعی چیزی ننوشته مطمئن شدم. این واقعی است  و این شد که آن کتاب پای من را به جنگ باز کرد به اینکه ما زیر این آسمان با چه کسانی داریم زندگی می‌کنیم که از آنها غافل هستیم سن و سالی هم نداشتم 21-22 سالم بود. یکسری کلاس‌های داستان نویسی رفتم که دست بر قضا آنها هم ژانر جنگ کار می‌کردند و کم کم رسیدم به این نقطه‌ای که الان هستم.
*چند اثر داشتید؟
سه اثر، اولین کارم علمداران و بعد رسول مولتان و بعد هم مربع‌های قرمز.
*چه شد که به نگارش خاطرات آقای یکتا تصمیم گرفتید؟
از ایشان باید بپرسید چرا زینب عرفانیان. چون ایشان انتخاب کردند. آقای یکتا قبل از شروع این کتاب آدم معروفی و پر مخاطبی بودند. اما اصلاً من ایشان را نمی شناختم، حتی اسم ایشان را نشنیده بودم. به جزء یک روایت که در شلمچه از ایشان شنیدم .تا دو ماه بعد در رونمایی رسول مولتان بود که آقای یکتا به عنوان مهمان ویژه دعوت بودند و کتاب را خوانده بودند. به همین خاطر حس کرده بودند که این قلمی است که دنبالش هستند و پیشنهاد همکاری دادند و تا سه سال درگیر این کتاب بودیم.
*از چگونگی جمع آوری و نگارش کار بگویید؟
این کار واقعیت محور است و در فضایی ما بین داستان و تاریخ شفاهی نگارش شده است همچنین تمام تلاشم را به کار گرفتم که در امانت خیانتی نشود. همرزم‌های آقای یکتا که در آن وقایع باهم مشترک بودند کتاب را خواندند و صحت استناد خاطرات را تایید کردند از اصول داستان همچنین من فنونی را به کار گرفتم که به محتوا و واقعیت محتوا آسیبی نزند عناصری مثل فضا سازی شخصیت پردازی و برش زمان را به کار گرفتم و در یک مقدار حساس و سخت بود.
*کدام قسمت از کتاب مربع‌های قرمز نوشتنش مشکل‌تر بود و تحت تاثیر قرار گرفتید و کدام یک از این اتفاق‌های کتاب شما را درگیر کرده بود؟
در این سه سالی که درگیر این کار بودم، می توانم بگویم با این کتاب زندگی کردم. هر کلمه‌اش دم و بازدمی از حیات من بود. آدم وقتی شاغل است هشت صبح می رود و چهار بعدازظهر برمی‌گردد با اضافه کاری‌ها 6 دیگر 9 دیرتر خانه نمی‌آید. من احساس می‌کنم خوابم، غذایم، استراحتم، سفرم، مهمانی‌ام همه جا این کتاب همراه من بود. و البته این را به عنوان سختی کار نمی‌گویم این را به عنوان لذت کار می‌گویم که چه طعم خاصی من در این سه سال چشیدم با همنشینی با شخصیت‌های این کتاب راوی یکی از پر رنگترین شخصیت‌ها بود که کسی نبود که بگویم همه وقت من را گرفت راوی این کتاب یک پل ارتباطی بود بین من و همه شخصیت‌های کتاب مثل شهید جعفر احمدی میانجی، مثل شهید محمد زلفی، مثل شهید احمد کریمی و... اینها شخصیت‌هایی بودند که وقتی با خودم خلوت می‌کنم، می‌بینم که هنوز حق این شهدا ادا نشده چرا که با یک اسم آوردن در کتاب و شخصیت پردازی و خاطره از آنها گفتن تمام شد در حالی که خیلی بیشتر این شخصیت‌ها جای کار دارند و یکی از لطف‌هایی که این کتاب برای من داشت این بود که پای من را به گلزار شهدای قم باز کرد که در یادآوری که وسط کتاب خورده توصیفم را از آن گلزار شهدا آوردم که یک قطعه‌ای از بهشت روی زمین است. یک بخش اثرگذار شهادت شهید زین‌الدین بود. آن هم به این علت که بنده نقطه شهادت ایشان را در همین سفرهایم با آقای یکتا رفته بودم، دیدم و این سوال را جناب جمشیدی در مراسم رونمایی از من پرسیده بودند که چند جای کتاب شکستی و قلم گذاشتی زمین و نتوانستی ادامه بدهی جوابش این بود که اگر بپرسید چند جای کتاب نشکستی من راحت‌تر جواب می‌دهم الان هم در جواب سوال شما همین است ولی لحظاتی که با این کتاب گذراندم را با هیچ چیز دنیا عوض نمی‌کنم.
*درمورد ترجمه کتاب مربع های قرمز هم برایمان بگویید؟
صحبت‌هایی برای ترجمه به زبان عربی انجام شده و در دست اقدام است.
انتهای پیام/
کد مطلب: 262522
 


 
 
حافظه بزرگ دیجیتالی انقلاب و دفاع مقدس
 

رحیم نریمانی، مدیرکل اسناد و انتشارات بنیاد شهید ...