در پاسداشت میراث شهیدان
تاریخ انتشار : يکشنبه ۱۹ اسفند ۱۳۹۷ ساعت ۱۲:۰۵
 
در روزهایی قرار داریم که به نام بهترین فرزندان این مرز و بوم متبرک است. بعد از آئین های بزرگداشت سرداران شهید خرازی، حاج همت و باکری قرار است بزودی بیست و دوم اسفند روز ملی شهید برپا شود.همیشه خود را با این سوال روبرو می کنیم که جایگاه و مقام شهدا چه اندازه درک شده است و چه میزان زبان، هنر و قلم قاصر ما می تواند حقیقت وجودی آنها را به نسل امروز بشناساند؟
 برای توضیح راه و رسم آنها از کدام علم و روش علمی باید بهره گرفت؛ علم سیاست، جامعه شناسی، فرهنگ و یا عرفان و فلسفه.
به باور بسیاری از کارشناسان،  رفتار و شخصیت شهیدان به دلیل خصوصیات اعتقادی منحصر به فردی که داشته اند برای افرادی که با منطق و چهارچوب غیر از عرفان اسلامی به تحلیل می پردازند، قابل درک نیست
این نکته ای است که اتفاقاً بزرگانی مثل شهید مرتضی مطهری بر آن تاکید ورزیده اند. آنجا که می گوید:منطق شهید را به منطق افراد معمولی نمی شود سنجید. شهید را نمی شود در منطق افراد معمولی گنجاند. منطق او بالاتر است. منطقی است آمیخته با منطق عشق.یا آنکه استاد او علامه طباطبایی می گوید: شهادت یکی از حقایق قرآنی است که با حواس عادی ما قابل ادراک و احصا نیست. 
نسل شهیدانی که در دوران دفاع مقدس ظهور کردند سلوک و رفتارشان بسیار شبیه کسانی است که فیلسوفان و عرفای اسلامی بیان می کنند. یک جنبه از رفتار این شهیدان، «از جان گذشتگی برای کشور» بود اما جنبه دیگر و مهم تر از آن «گذشتن از جان در راه عقیده» بود یعنی همان نکته ای که شهید مطهری و علامه بر آن تاکید می ورزند.
آنها این بخش از عقیده خود را از فرهنگ و مکتب تشیع الهام گرفته اند مکتبی که به تعبیر امام خمینی مکتب شهادت است و از اول با بر بال شهیدان و اندیشه شهادت تحقق یافته و با خط سرخ شهادت ادامه پیدا کرده است.
الگوی آرمانی شهدای جنگ تحمیلی نیز همین مکتب تشیع است که نقطه اوج آن در قیام امام حسین (ع) تبلور می یابد. قیامی که مدینه فاضله رزمندگان و شهدای ایران شد. ترمینولوژی تشیع از شهید با تعبیر مهاجر الی الله یاد میکند. او سفری را شروع می کند که نقطه پایان آن ملاقات محبوب و معبود است.
در فرهنگ تشیع، شهادت رتبه ای است که اوج کمال انسان نامیده می شود و رهروان این طریق  با گذشتن از نفسانیات و شکستن قالبهای تنگ تعلقات دنیوی گام در دنیای جدید می گذرند دنیایی که عارفان و سالکان طریق توحید آن را ساخته اند و آراسته اند. شهادت راهی است پر رمز و راز که فقط انها که از قید علایق دنیوی را می گسلند می توانند آن را تجربه کنند و طعم آن را بچشند.
شاید تعبیر دقیق این باشد که شهادت به عنوان یک انتخاب در زندگی یک شیعه، ترکیبی از عقل و عرفان است اما آنچه در رفتار مجاهدان شهید ایران، دنیای بیرون را به شگفتی واداشته است، جنبه های عارفانه و عاشقانه در شهادت طلبی آنها است
حالاتی از شهیدان و مجاهدان دفاع مقدس که دست کم نسل ما نظیر آن را ندیده است ما در هشت سال دوران دفاع مقدس با جوانانی روبرو شدیم که به تعبیر امام راحل میدان رزم را تبدیل به محراب کردند و حتی زیر رگبار گلوله خصم راز و نیاز با معشوق را ترک نمی کردند «نمی توان از مجاهدینی که سنگرهای نبرد را تبدیل به مساجد و میدانهای جهاد را با بانگ تکبیر، مهبط ملائکة الله نموده اند سخن گفت. ..پس مثل من وابسته به علایق و وامانده از حقایق چه گویم و چه نویسم که خاموشی بهتر و شکستن قلم اولی تر است »
گفتار و وصایایی هم که از این جوانان شهید برجای مانده است گواهی بر گفته های امام راحل است در این اسناد، آنها اولین انگیزه حضور در میدان جنگ را رضایت الهی می خوانند. جملات آنها همگی رنگ سخن عارفان و سالکان طریق حق را دارد که برای رسیدن به لقاء الله، آماده سردادن و جانبازی هستند و شهادت را چون پلی می بینند برای رسیدن به معشوق و پایان شوق وصال.
سخنان ساده وبی تکلف شهیدان ما در نامه ها و مکاتباتشان، ترجمان روایات و کلام پیشوایان دینی است آنجا که می گوید «اول من یدخل الجنة شهید...» شهادت «اشرف الموت» است زیرا همه محبوبان و محبان حضرت حق از اولیا تا امامان معصوم همگی شهید شده اند و جام شوکران نوشیده اند
 در این باب امام راحل با ادبیات نغز عرفانی اش رفتار جوانان شهید را چنین توصیف می کند «شهادت ارثی است که از موالیان ما که حیات را عقیده و جهاد می دانستند و در راه مکتب پر افتخار اسلام با خون خود و جوانان عزیز خود از آن پاسداری می کردند. به ملت شهیدپرور ما رسیده است» آن پیر عارف بر این نکته بارها تاکید می کند که شهادت از مقامات عرفانی است که قلمهای قاصر و بیانهای نارسا قادر به توصیف آن نیستند. ما خاکیان محجوب یا افلاکیان چه دانیم که این «ارتزاق عند رب الشهداء» چیست؟.
به این صورت در تجربه دفاع مقدس سخن از نسلی از مجاهدان است که با نگاه و بینشی کاملاً متفاوت به استقبال قتال فی سبیل الله رفتند. راه و رسم این مجاهدان با متر و معیارهای رایج جهان سیاست قابل درک  وتحلیل نیست. انسانهایی که خود را ذوب در حقیقت دین و رضایت خالق می کنند نمی توان با عقل ابزاری به مطالعه نشست
اما در جای دیگر عجز صاحبان اندیشه عرفانی را از این انقلاب روحی در رزمندگان ایران به زیبایی توصیف می کند: کسانی با دست و پای قطع شده بازگشت به جبهه های انسان ساز را آرزو می کنند فوق آنچه ما تصور می کنیم و فلاسفه و عرفا به رشته تحریر در می آورند و هنرمندان و نقاشان عرضه می کنند می باشد. آنچه آنان با قدمهای علمی و استدلالی و عرفانی یافتند اینان با قدم عینی به آن رسیده اند و آنچه آنان در لابه لای کتابها و صحیفه ها جستجو کرده اند اینان در میدان خون و شهادت در راه حق یافته اند.
در دفتر حیات شهیدان ما و سلوک پدران و مادران آنها مسائلی نهفته است که هنوز بعد از سه دهه مخاطبان عام و خاص را به حیرت وا می دارد. صحنه هایی که در کمتر جنگی می توان مشابه آن را سراغ گرفت صحنه ای چون پسرانی که در آغوش پدر در یک سنگر واحد جان می سپارند، قصه حضور چند باره یک جانباز با دست و پای قطع شده در خط مقدم نبرد و یا صحنه بدرقه کردن همزمان 4 فرزند و همسر توسط مادر دریادل آنها.
القصه در خصوص مقام شهید و ارزش شهادت، سخن ها بسیار رفته است اما  جمله مولفان منصف و بصیر در این  قلمفرسایی ها اذعان و اقرار کرده اند از تعیین رتبه و منزلت این قهرمانان گمنام ناتوانند. آنچه از تاکیدات امام و عالمان بزرگ مثل مطهری و علامه طباطبایی به روشنی می شود دریافت این است که برای شناخت دنیای پر رمز و راز مجاهدان طریق الهی باید دست به دامن آموزه های عارفان طریق معرفت و حقیقت شد و نه زبان نارسای سیاست و فلسفه.
* فصل‌الله ساجدی، باشگاه خبرنگاران پویا
انتهای پیام/
کد مطلب: 282143