داخلی صفحه قم خبر
 
​چفیه بالاترین درجه ها است
تاریخ انتشار : سه شنبه ۳ دی ۱۳۹۸ ساعت ۱۲:۲۴
یازدهم خرداد 1342 در بحبوحه قیام خونین 15 خرداد قم در شهر مقدس قم بدنیا آمد کودکی از سربازان خمینی بت شکن در قم پا به عرصه گذاشت دوران کودکی را در سایه سار تربیت علوی با معارف اسلام آشنا شد.
​چفیه بالاترین درجه ها است
 
به گزارش ایثار واحد استان قم، کودکی و نوجوانی اش در التهابات سیاسی گذشت، همراه با برادارنش در مبارزات علیه رژیم شرکت می کرد، یکبار هم عکس شاه را در راه آهن نشان گرفت و دست بسته به کلانتری بردنش، دوران جوانیش هم مصادف شد با پیروزی انقلاب و آغاز دوران دفاع مقدس  با فرمان امام دبیرستان را رها کرد و به بسیج پیوست و تا آخر عمر کوتاهش یک بسیجی باقی ماند
جنگ تازه شروه شده بود سید محمد ابراهیم هر روز از والدینش می خواست اجازه رفتن بدهند. خواب دیده بود برای مادرش تعریف کرد ، خواب دیده همراه دوستش محمد علی امینی به آسمان پرواز می کند اما پنج رشته نخ مانع رفتنش می شود چهار رشته را رها می کند، اما یکی می ماند. مادر راضی می شود تا پسرش از یاران خمینی باشد، راضی می شود تا امانت را در مسیر صحیح که همانا جهاد فی سبیل ا... است به صاحبش بازگرداند و محمد ابراهیم عازم می شود.
17 سالش بود که عازم جبهه شد حضور در جبهه را وظیفه دینی و شرعی می دانست یکروز مادرش را به گلزار برد و محدوده مزارش را به او نشان داد تاکید کرد که شما باید استقامت کنید.
چند ماه قبل از شهادتش به مکه مشرف شد وقتی مادر گفت من هم آرزو دارم به مکه بروم به مادر گفت، اگر می خواهید به زیارت خانه خدا شرفیاب شوید حتمام نماز شب بخوانید و از خدا درخواست کنید قول می دهم سال دیگر همین موقع حاجت روا شوید. درست چهلم شهادت او بود که مادر و برادر جانبازش حاج سید اسماعیل عازم مکه معظمه شدند.
غیرت دینی داشت هر وقت در محله حضور داشت امنیت برقرار بود، همه احترامش را داشتند اصلاح گر بود در جبهه هم وقتی یک جوان لات منش را کسی تحویل نمی گرفت پیش حاج سید محمد ابراهیم رفت و گفت، مگرامام نگفت جبهه دانشگاه انسان ساز است من آمدم آدم شوم او هم دستش را گرفت جوان بعد از چند عملیات به شهادت رسید. در انس با قرآن و اهل بیت (ع) و عمل به دستورات اسلام و احترام به والدین زبانزد بود.  
در عملیات بیت المقدس ، والفجر مقدماتی و کربلای یک حضور یافت و رشادت ها از خود نشان داد در عملیات بیت المقدس از ناحیه سینه مجروح شد و 30 بخیه خورد، برادرانش سید جواد و سید اسماعیل در جبهه مجروح شدند و به درجه جانبازی رسیدند. به پدرش می گفت : از بس خبر شهادت دوستانم را به خانواده هایشان دادم خسته شدم کی نوبت من می شود.
حاج محمد ابراهیم جنابان قائم مقام فرمانده گردان امام سجاد (ع) لشکر 17 علی بن ابیطالب (ع) شد.  خانواده وقتی از او می پرسیدند که درجه ات چیست چفیه را نشان می داد و می گفت این علامت بالاترین درجه ها است.
گردان در کنار هورالعظیم چادر زد تا آموزش های آبی و خاکی 22 روزه در شرایط سخت زیر آفتاب داغ و هوای شرجی به بچه ها داده شود اما تمام خستگی های روز صدای ناله های عاشفانه و راز و نیازهای شبانه فرمانده گردان را خاموش نمی کرد. صبح ها هم با هوشیاری و بیداری بچه های گردان را هدایت می کرد.
دشمن به خاک کشور نفوذ کرده بود و مهران و شهرهای اطراف را گرفته بود در عملیات کربلای یک بعد از شناسایی وسیع منطقه نیروهایش را به پشت دشمن هدایت کرد، شرایط سختی بود، دشمن از روی بلندی ها بر منطقه مشرف بود هیچ حرکتی از آتش سنگین شان دور نمی ماند ، محمد ابراهیم برای حفظ روحیه افرادش مرتب سراغشان می رفت و دستورات صادر می کرد. قبل از این عملیات مجروح شده بود و سرش را با چفیه پوشانده بود تا درد کمتری را احساس کند. می دانست همه بچه ها یا شهید یا اسیر خواهند شد، بچه ها تشنه بودند، مدتی از استقرار نیروها گذشته بود تا اینکه صدایی از پشت بی سیم فرمان داد،" جانم فدای لبهای تشنه ابا عبد اله الحسین (ع)" و صدا تکرار کرد،" سقای کربلا ابوالفض العباس(ع)".
 دستور حمله و رمز عملیات داده شد. گروهان همراه سید ابراهیم حالا بالای تپه قلاویزان قرارگرفتند او تنها به مهران فکر می کرد و آزادسازی شهر و جاده ها، سید ابراهیم جلودار بود.  قبل از عملیات مجروح شده بود و وقتی به او توصیه شد که در عملیات نباشد گفته بود  تکلیف من در این عملیات روشن می شود، فرزند متولد نیمه خرداد 42 ، سرباز خمینی به تکلیف عمل کرد و حالا موقع گرفتن مزد بود، یک خمپاره 60  بدنش را مجروح کرد و ترکش خمپاره بعدی پیشانی اش را هدف گرفت و در دهم تیر سال 65 از بالای تبه قلاویزان تا عرش کبریایی اوج گرفت.
 گزیده ای از وصیت نامه فرمانده شهید سید محمد ابراهیم جنابان:
اگر خداوند بر من منت نهاد و شهادت نصیب شد آرزو دارم گمنام باشم. راضی نیستم برایم گریه کنید، برای حسین بن علی (ع) اشک بریزد و هزاران یار با اخلاص او که مظلومانه به شهادت رسیدند. به این شهادت ها افتخار کنید و خوشحال باشید مراسم هایم را بسیار ساده برگزار کنید.  

مادرشهید حاجیه خانم سعادتمند صالح هم بعد از 35 سال رنج دوری فرزند به دیار باقی شتافت در گفت و گویی که با ایشان صورت گرفت در راستای حفظ ارزشها و اهداف شهدا تاکید می دارد: باید مسیر شهدا ادامه یابد با بدحجابی مقابله شود مدام به انقلاب اعتراض نشود. شهدا از همه چیزشان گذشتند برای اسلام و توقع آنان این است که اهدافشان زنده بماند یاد شهدا را زنده نگه داریم.
 
کد مطلب: 320621