داخلی صفحه قم خبر
 
​شهید انقلاب علی استاد هاشمی
زندگی بدون خمینی یعنی مرگ
تاریخ انتشار : شنبه ۳۱ خرداد ۱۳۹۹ ساعت ۱۱:۴۰
زندگی بدون خمینی یعنی مرگ
 
شهید علی استاد هاشمی در سال 1/1/1315 در شهر مقدس قم دیده به جهان گشود.و در قیام 15 خرداد سال 1342 در اثر اصابت گلوله به شهادت رسید.

خیلی خوشحال بودیم.چون به ما گفته بودند:قرار است امام به خانواده شهدا سرکشی کنند.همش دعا می کردم خدایا حالا که علی را از ما گرفتی و او را به آرزویش رساندی ، من را به آرزویم که دیدن امام ، آن هم از نزدیک است برسان.کوچه شلوغ بود.مردم دسته دسته می آمدند، تا امام را زیارت کنند.دخترم روی یک پای امام و پسرم روی پای دیگر ایشان نشسته بود.

امام با مهربانی دست نوازش را بر سر یتیمان علی می کشید.وقتی میخواستندتشریف ببرند، دست در جیب مبارک کرده و 30 تومان بهم دادند و گفتند : دخترم همیشه مقداری از این پول را نگه دار.سالیان سال از آن زمان گذشته و من هنوز 20 تومان از آن پول را لای قرآن علی حفظ کردم تا برکت زندگیمان باشد.هر وقت نگران رتق و فتق زندگیمان هستم ، پول مخارج بچه ها را می گذارم روی 20 تومانی تبرکی دست امام و دیگر خیالم راحت است.بعد از علی خیلی دلم می گرفت .

می خواستم با یکی حرف بزنم. عکس امام را می آوردم و می گذاشتم جلویم و شروع می کردم به حرف زدن.انگار یاد خاطرات گذشته افتاده بودم.من 14 سال و علی 21 سالش بود که با هم ازدواج کردیم.مرد خوب و متدینی بود.اهل نماز اول وقت بود و غسل جمعه اش ترک نمی شد.خیلی غیرتی و چشم پاک بود.به حجاب من و دختر 4 ساله اش خیلی تاکید داشت.نجاری می کرد، اما درآمدش زیاد نبود.حواسش به پرداخت خمس بود و می گفت مال ما باید پاک باشد.

به اقای بروجردی خیلی علاقه داشت.همه هوش و حواسش به برگزاری سخنرانی ایشان بود. یک روز آمد منزل و گفت همه بازاریها می روند منزل آقای بروجردی انگاری شاه می خواهد بیاید آنجا و رفت. وقتی برگشت برامون تعریف می کرد:یک سیدی انجا بود خیلی شجاع و نترس. می گفت:وقتی شاه وارد اتاق شد و کنار آقای بروجردی می خواست بنشیند،همه از جلوی پایش بلند شدند و احترام کردند،اما آن سید بلند نشد.می گفت اسمش آقای خمینی است.

از همان موقع شیفته امام شد. وقتی آیت اله بروجردی فوت کردند دیگر همه امیدش به امام بود .هرکجا منبر ایشان بپا بود ، علی همانجا بود.تا آن روزی که امام را از قم بردند.

شاه خائن تصمیم می گیرد با حذف امام از صحنه به هر شکل کنترل امور را بدست گیرد لذا در نیمه شب 15 خرداد ماموران با هجوم به بیت امام ایشان را دستگیر نموده و به تهران منتقل می کنند. علی از این خبر آنقدر ناراحت می شود که به گریه می افتد ..دکان را بسته و روز 15 خرداد بود به جمع قیام می پیوندد.

 همسرش نقل می کند، وقتی می خواست برود، پرسیدم: علی کجا؟گفت: زندگی بدون خمینی یعنی مرگ و رفت. چند ساعتی بعد دوستانش اطلاع دادند که تیر خورده. وقتی رفتم بیمارستان متوجه شدم شهید شده، دوستانش با هر مشقتی که بود جسد علی و یک شهید دیگر را از بیمارستان تحویل گرفتند و مخفی کردند.بعد هم در امام زاده علی ابن جعفر (ع) دفن کردیم.بدون هیچ مراسمی.نه ختمی نه عزاداری .
کد مطلب: 339972