مستند پرواز در وادی السلام/ قسمت اول

تاریخ انتشارپنجشنبه ۱ خرداد ۱۳۹۹ ساعت ۰۷:۰۰
کد مطلب : ۳۳۶۸۶۸
مستند «پرواز در وادی السلام» شرح زندگی شهید مدافع حرم سید محمد رضا حسینی مقدم که از زبان همرزمانش روایت شده است.
به گزارش ایثار واحد خراسان رضوی، شهید مدافع حرم سیدرضا حسینی مقدم، دهم فروردین 1333در تربت حیدریه چشم به جهان گشود، این حماسه آفرین ایران اسلامی از فرماندهان اطلاعات عملیات لشکر 5 نصر بود که در دوران دفاع مقدس بارها مجروح شده بود و 18 بهمن‌ 1393 در شهر سامرا به مقام رفیع شهادت نائل آمد.
پیکر این شهید والامقام که جانباز دوران دفاع مقدس نیز بوده است، طبق وصیت، در قبرستان وادی السلام شهر نجف اشرف به خاک سپرده شد.
 
خلاصه ای زندگینامه این شهید مدافع حرم
سید محمد رضا فرزند دوم  خانواده پنج نفره بود تحصیلات ابتدایی را در تربت گذراند و بعد به همراه خانواده به مشهد مهاجرت کرد. پس از اتمام تحصیل در دبیرستان به سربازی رفت، با پایان یافتن خدمت سربازی درسال 1355 بعد از گذراندن دوره ی تاسیسات حرارت مرکزی در یک کارخانه تولید گچ مشغول به کار شد، شکل گیری حرکت های مردمی در مبارزه با رژیم شاه، او را نیز در خود جذب کرد . همین همراهی با انقلاب باعث شد اختلافات و در گیری هایی با صاحب کارخانه پیدا کند که به ضرب و جرح او توسط افراد مزدور و اجیر شده انجامید.

جانبازی در دوران دفاع مقدس
محمد رضا در سال 1359 به استخدام شرکت تولیدی قطعات اتومبیل ایران در آمدو از طریق بسیج کارخانجات 22مهر1360 توفیق اعزام به جبه های جنگ را پیدا کرد. در عملیات های طریق القدس بستان، حمله عراق به چزابه، عملیات مولا علی علیه السلام (1360) – بیت المقدس، رمضان، والفجر مقدماتی و یک (61-62) –خیبر و منطقه مهران (62-63)- کربلا 4و5، جبهه جنوب (65-66) – منطقه جوانرود، شیخ صله، و منطقه عملیات نصر 8، ماووت عراق، عملیات مرصاد اسلام آباد غرب (66-67) حضور داشت. بدین ترتیب از اولین عملیات (طریق القدس) تا آخرین عملیات (مرصاد) جبهه های دفاع مقدس را درک کرد. در طی این دوران بارها مورد اصابت ترکش قرار گرفت ولی چون نمی خواست از جبهه به عنوان مجروح تخلیه شود، پس از پانسمان مجددا به خط مراجعت می کرد. در عملیات بیت المقدس در اثر سانحه موتور دچار ضربه مغزی و شکستگی دنده 6و7و8 شد. در سال 66 در ارتفاعات ماووت در 70کیلومتری داخل مرز عراق پای چپش روی مین رفت و از مچ قطع شد. این مجروحیت او را از ادامه حضور در جبهه باز داشت و تا پایان جنگ به ادای تکلیف پرداخت. او تا دو ماه پس از پذیرش قطعنامه 598 هم در اسلام آباد غرب حضور داشت و نقش کلیدی و موثری در عملیات مرصاد و بر هم زدن نقشه ی منافقین ایفا کرد.

کارهای فرهنگی شهید
محمد رضا حسینی مقدم در زمان دفاع مقدس در حوزه اطلاعات و عملیات مسؤلیت هایی را در یگان های رزم خراسان ستاد فرستادگان امام رضا علیه السلام ، تیپ 18 جواد المه علیه السلام ، لشکر 5 نصر، سپاه هشتم ثامن المه علیه السلام و تیپ 313 حرّ و همکاری در تاسیس قرار گاه قدس نیروی زمینی سپاه پاسداران بر عهده داشت. با اتمام جنگ تحمیلی در سال 1368 برای مدت کوتاهی به سوریه رفت تا در شکل گیری نهضت جهانی اسلام در خارج از مرز ها ایفای نقش داشته باشد .
پس از بازگشت به کرّات از او دعوت شد تا با قبول بعضی سمت ها و مسولیت ها در سپاه به انتقال و کاربرد تجربیاتش بپردازد ولی راه گمنامی را برگزید و به کارخانه و پشت دستگاه تراش بر گشت. تنها مسولیتی که پذیرفت فرماندهی پایگاه مقاومت شرکت قطعات ایران خودرو و رابط حوزه بسیج کارخانجات با سپاه بود که تا زمان باز نشستگی اش در سال 85 ادامه یافت . محمد رضا شخصیت پر تلاش و پیگیری داشت و در فاصله اتمام جنگ تحمیلی تا شروع مجدد جهاد در جبهه مقاومت جهانی، هم ادامه تحصیل داد و مدرک دانشگاهی گرفت؛ برگزاری اردو های راهیان نور، برگزاری جشن های فرهنگی برای دانش آموزان ممتاز شرکت قطعات ایران خودرو، گرامی داشت دهه فجر و سرکشی از خانواده های شهید و ایثار گر وجانبازو رسیدگی به مشکلات ایشان را انجام می داد؛ همچنین در منطقه ی سکونتش عضو هیأت امنای شهرک شهید سید قاسم حسینی بود و برای رفع مشکلات و عمران و آبادانی منطقه و ارتقاع سطح رفاهی و امنیتی و فرهنگی شهرک پیگیری و تلاش می کرد. در عین حال ارتباطش با هم رزمان و دوستان دوره ی دفاع مقدس را از طریق جلسات دعای ندبه میثاق با شهیدان حفظ کرده بود.
توصیه پدر به فرزندان
او چهار فرزند دارد که در دوران حیاتش همواره به آنان گوشزد می کرد:(( یادتان باشد که پدرتان یک کارگر ساده است ؛ پس اگر می خواهی به جایی برسید پشتوانه تان تلاش و تحصیل خودتان باشد)). برای آنها پدری فداکار بود و با مهربانی توأم با تدبیر شرایط رشد فکری و معنوی آنها را فراهم می آورد. فرزندانش اسما، محمد، حسنا و علی هم اکنون به ترتیب مشغول تحصیل در رشته های و مقاطع دکترای زبان و ادبیات فارسی، دکترای فرهنگ و ارتباطات، دکترای پزشکی حرفه ای و مهندسی بهداشت حرفه ای هستند. با آن که محمدرضا برای فرزندانش امیدها و آرزو های فراوان داشت و تازه می خواست ثمره ی عمری را که به پای آنها گذاشته بود ببیند به محض فتنه انگیزی جریانهای تکفیری و ظهور داعش در منطقه احساس تکلیف کرد و پیگیری زیاد توانست به عنوان نیروهای مستشاری به عراق اعزام شود.
قبرستان وادی السلام وصیت شهید والامقام
در مدت حضور دو ماهه اش در سامرا به آموزش نیروهای داوطلب عراقی پرداخت و در دروازه عملیات شناسایی شرکت کرد که با موفقیت و پیروزی همراه بود. در آخرین شناسایی با اصابت ترکش خمپاره از ناحیه پای راست مجروح شد که به علت شدت خون ریزی به مقام رفیع شهادت نائل آمد. طبق خواسته و وصیت خودش در قبرستان وادی السلام شهر نجف در جوار حرم مولایش امیر المومنین علی علیه السلام به خاک سپرده شد.
در وصیت نامه ای که روز قبل از عزیمتش به عراق روی صفحه کاغذ آورده، خانواده اش را به قرایت هر روزه به آیه الکرسی و ذکر صلّی الله علیک یا ابا عبدالله توصیه کرده تا آنهارا از ارتکاب علمی مغایر با رضای حق تعالی محفوظ بدارد. از آنها خواسته تا روحیه تعاون را در خانواده ترویج و از تفرقه و خود محوری بپرهیزید.
آنها را به اتکال به خدای لایزال و ائمه اطهار وپیروی از خط ولایت سفارش نموده و وصیت کرده با چنگ زدن به ریسمان الهی راه درست وپیشرفت را پیدا کنند ؛ زیرا هر مسیری غیر از آن چه خداوند مشخص کرده ،سر انجامش سردر گمی و بی هدف زیستن تحت سیطره افکاری است که آنها را به سرمنزل مقصود نخواهد رساند.
 



نرجس محمدی خبرنگار ایثار رضوی