وصیت نامه وزندگی نامه شهید مهدی کریمی از شهرستان درگز

تاریخ انتشاردوشنبه ۱۵ مهر ۱۳۹۸ ساعت ۱۲:۲۷
کد مطلب : ۳۱۰۴۵۱
شهید مهدی کریمی، دوم دی ماه 1345 در روستای پلگرد متولد و در 30 مهر 1366 در چنگوله، به مقام رفیع شهادت نائل آمدند.
وصیت نامه وزندگی نامه شهید مهدی کریمی از شهرستان درگز
به گزارش ایثار واحد خراسان رضوی، دانشجوی شهید مهدی کریمی در  دوم دی ماه 1345 در خانواده ای مذهبی و متدین در روستای پلگرد از توابع بخش لطف آباد چشم به جهان گشود. دوران دبیرستان را به صورت جهشی  ادامه داد و پس از آن رتبه یک کشوری رشته حقوق در دانشگاه شیراز مشغول به تحصیل شد.
 
فرازی از وصیت نامه دانشجوی شهید مهدی کریمی
با درود و سلام بر امام حسین(ع) که چگونگی زیستن و مردن را آموخت و بر پیر خمین که چگونگی نبرد را و مخالفت را با استکبار و استعمار شرق و غرب حلقه به گوش آنها به فرزندانش بیاموخت و بر کلیه شهدا که با خون پر خروششان رهرو راه حسین(ع) و چراغ محفل ما بود و ما را در آن سیر تکاملی به سوی قرب الهی به عنوان نوک پیکان یاور بوده اند.
ای خدا، سخت است با سالکان به زبان عشق سخن گفت، ای خداوند من، ای هستی بخش من ای خدا، چقدر برای دوستار واقعی نو برای وصال و بازگشت به نفخت فیه من روحی. مرگ آسان است. چقدر مرگ و عزیزترین چیز یعنی جان به راه تو حالت پذیری پیدا می کند.
ای خدا تو از همه بهتر می دانی که هدفم برای آمدن به جبهه چیست. و چرا من درس و دانشگاه را رها کردم و به دانشگاه پر حرارت  قداست جبهه و کربلا آمده ام. خدایا هدفم تویی، تویی خدا، خدا تو را دوست دارم و به تو عشق می ورزم و از داشتن تو و نمایندگان بر حق تو
به دنیایی آهن و فلز و بی خدایان شهوت زده فخر می ورزم.
ای خدا اینها حق دارند که بگویند ما نمی توانیم درک کنیم که بسیجی چرا خودش را متهورانه بر قلب سیاه پلید مظهر هر زشتی می زند و حماسه می آفریند. این بی وجدانان، این قساوتیان، این سنگ دلان، این عاشقان آهن و فولاد، این شهوت زده ها، این لاک و مهر خورده بر قلب ها، این پوچ و بی هدفها، این گرگهای در لباس میش ها، این مظاهر هر زشتی و پلیدی و... حق دارند چرا که تو رو ندارند. چرا که بی راهه دارند می روند. چرا که عاشق غیر تو هستند خدا به همت پیر جماران و یاوران او، یعنی اقایان خامنه ای و رفسنجانی و غیر بینایی و هدایت را به این وحشت زده ها بیاموز.
خدا اینها چقدر زور گو هستند و دارند حرف نا حق می زنند و ما را متجاوز می خوانند. ای اهالی دیار عدالت، ای جلوه های عدالت و حقوقدانان منصف بیایید قضاوت کنید. بیایید همه چیز را از نزدیک بنگرید. هجوم 12 لشکر زرهی و مکانیزه به خاک میهن عزیز را در هنگام نهضت به انقلاب اگر شما نشنده اید و پاره کردن قرارداد الجزایر را در صفحه تلویزیون مگر شما ندیدید. پس چرا ناحق می گویید. چرا انصاف را چشم پوشی میکنید. ای ملت مظلوم ایران، بدانید که ما بر حق بوده و هستیم و اگر حقتان را بزور گرفتند این دنیا دنیای زور و طالب نیست. با زور و قدرت نشات گرفته از خدا، حقوق خود را همانطوری که قبلا عمل کرده اید، از حلقوم کثیف اینها بیرون بکشید. اما پدر بزرگوارم،
می دانم مرا دوست دارید و من هم همچنن و بلکه افزون تر، ولی چاره ای نیست، کاری در مقابل دستور خدا که قران مملو از آنست نمی توان کرد. شما سنی را گذرانیده اید و مادر محترمه ام، شما هم بایستی فاطمه وار در مقابل مصائب مقاومت کنید امیدوارم مادر ستمدیده به خاطر من، مرا شیر پاکت را که در کوچکی به خود من دادید حلال نمائید.
و شما برادران بزرگوارم سعی کنید در راه خدا گام بردارید و حیات و زندگی خود را از آن خداوند هستی بخش دانید.
اما شما خواهران محترمه ام، کوشش تان بر این باشد که نمازهایتان را در اول وقت درست بخوانید، طالب عفو همگی شماها هستم. به هر حال این نکته در ذهن همگیتان باشد که ما رفتنی هستیم.
باری پدر جان، من یک روز روزه قضا برگردنم مانده است سعی کنید آن را ادا نمائید. از گفتار پیر جماران پیروی کنید.
 
 


 
معصومه صابری خبرنگار ایثار رضوی در شهرستان درگز