شهیدی که برای مبارزه با ظلم تا آخر جنگید

تاریخ انتشارچهارشنبه ۱۸ تير ۱۳۹۹ ساعت ۱۱:۱۵
کد مطلب : ۳۴۲۳۹۲
پدر شهید قادری در مورد باورهای او اینگونه بیان می‌کند: بخاطر اعتقادات ولی به خودم بالیدم و احساس غرور کردم و خیلی خوشحالم پسرم آنگونه که می خواستم تربیت یافته و بخاطر دین و شرفش حاظر نیست ظلم ببیند و ساکت بنشیند.
شهیدی که برای مبارزه با ظلم تا آخر جنگید
به گزارش ایثار واحد کردستان، شهید ولی قادری روز دوم خرداد ماه سال 1344 در روستای «زَندان" از توابع شهرستان سنندج چشم به جهان گشود.

کودکی
ولی قادری پس از گذراندن دوران خردسالی و رسیدن به سن شش سالگی، راهی دبستان روستا شد، پس از پایان مقطع ابتدایی به دلیل نبود امکانات تحصلی در روستا از ادامه تحصیل بازماند و در کنار دیگر اعضای خانواده به کشاورزی مشغول شد.

خصوصیات اخلاقی
همه‌ کسانی که "ولی" را می‌شناختند از صداقت در رفتار، مهربانی و دلسوزی او تعریف می‌کردند. وی وفاداری، از خود گذشتگی، شجاعت، شهامت و... را در تمام امور سرلوحه زندگی خود قرار داده بود.

شروع فعالیت مبارزاتی
ولی قادری برای دفاع از ستمدیدگان و مبارزه با ظلم و زوری که احزاب و گروهکهای ضد انقلاب به مردم مظلوم کردستان می‌کردند، به صف مجاهدان سپاه پاسداران پیوست.

شهادت
وی پس از سالها مجاهدت در عملیات های مختلف، سر انجام روز بیست و نهم تیر ماه سال 1369 در عملیات پاکسازی، در درگیری با ضدانقلاب به شهادت رسید.

ولی برای مبارزه با ظلم تا آخر جنگید (راوی: پدر شهید)
بخاطر جنایات و ظلم هایی که ضد انقلاب در منطقه کردستان انجام می دادند، همیشه نگران ولی بودم.
روزی که با هم بودیم به او گفتم: آخر این چه دردسر و گرفتاری است برای ما درست کرده ای؟ تا از خانه بیرون می روی و برمی‌گردی ما از دلهره و نگرانی هر لحظه می میریم و زنده می شویم که مبادا بلایی سرت آمده باشد.
ولی گفت: «پدر جان، نگرانی نمی خواهد غیر از این است که مرگ و زندگی دست خداست؟ من بیشتر نگران شما هستم که مبادا بخاطر من شما مورد آزار و اذیت این از خدا بی خبرها (گروهک های ضد انقلاب) قرار بگیرید.
در ثانی شما باید برایم دعا کنید که مبادا غافل شوم، من به حرف شما دارم عمل می‌کنم که می فرمودی هیچوقت در برابر ظلم و ستم ساکت ننشینیم».
با یاد آوری «ولی» به خودم آمدم و حرفی برای گفتن پیدا نکردم و ترجیح دادم سکوت کنم اما بخاطر اعتقادات ولی به خودم بالیدم و احساس غرور کردم و خیلی خوشحال شدم که پسرم آنگونه که می خواستم تربیت یافته و بخاطر دین و شرفش حاظر نیست ظلم ببیند و ساکت بنشیند.