کد QR مطلبدریافت لینک صفحه با کد QR

پدر و پسری که تاب ماندن در این دنیا را نداشتند

14 مرداد 1399 ساعت 3:24

دو روز بعد از مراسم تشییع و تدفین شهید "قادر ولدی"، "عبدالحمید ولدی" پدر این شهید بزرگوار در ادامه راه فرزند دلاورش تنها به فاصله سه روز در یک درگیری قهرمانانه با ضد انقلاب به شهادت رسید.


به گزارش ایثار واحد کردستان، شهید قادر ولدی روز بیست و پنجم اسفند ماه سال 1337در روستای «تیله‌کو» از توابع شهرستان کامیاران در خانواده ای مومن و انقلابی به دنیا آمد.
راه و رسم زندگی را از والدین آموخت و دوران شیرین کودکی را در سایه پر مهر آنان سپری کرد.

کودکی
قادر با رسیدن به سن 6 سالگی راهی مدرسه شد، مراحل ابتدایی را با موفقیت هرچه تمام تر طی نمود و پس از اتمام مقطع ابتدایی به دلیل نبود فضای آموزشی و امکانات تحصیلی از ادامه تحصیل باز ماند و در همان دوران نوجوانی به امورات کشاورزی و دامداری پرداخت.
مردم زادگاهش هنوز خوب به یاد دارند که قادر در ساختن مدرسه، مسجد و پل روستا چه زحمات طاقت فرسایی را متحمل شد.

ایثار
یکی از شاخصه های اصلی شخصیت وی تقوا و دینداری بود. همین بُعد از زندگیش باعث شد تا در برابر ضد انقلاب قیام کند، آنگاه که عده ای به نام دفاع از مردم، سلاح در دست گرفتند و با سوء استفاده از دفاع از مردم ستمدیده، به آنان ظلم کردند، همچون کوه در برابرشان ایستاد و سلاح در دست گرفت و به مصاف آنان رفت.
با منور شدن شعله های انقلاب در همان اوایل کمر همت به دفاع از آرمانهای والای امام خمینی (ره) بست، در مدت خدمت صادقانه شجاعت، غیرت، مردانگی و گذشت او بر همگان عیان بود.

فعالیت های نظامی
با راهنمای و ارشاد او افراد زیادی از جمله برادر و پدرش به جمع دلاوران سبز پوش سپاه اسلام پیوستند.
با لیاقت و شایستگی که قادر از خود نشان داده بود، بعنوان فرمانده گروه ضربت محور گشکی منصوب و در اکثر عملیاتهای منطقه تحت حفاظتش نقش کلیدی داشت.

شهادت
وی سر انجام روز هفتم مرداد ماه سال 1361 طی درگیری با ضد انقلاب در قله دژن زخمی شد و به دلیل خونریزی زیاد ناشی از جراحات قبل از رسیدن نیروهای امدادی به شهادت می رسد.
دو روز بعد از مراسم تشییع و تدفین وی، عبدالحمید ولدی پدر این شهید بزرگوار در ادامه راه فرزند دلاورش تنها به فاصله سه روز در یک درگیری قهرمانانه با ضد انقلاب در روستای «تیله‌کو» از توابع شهرستان کامیاران به شهادت رسید و در جوار فرزندش آرام گرفت.

فرشته نجات (راوی: حسنی ـ همرزم شهید)
قادر علاوه بر ویژگی های ارزنده ای که در بعد معنوی داشت، در مسائل نظامی بسیار توانمند بود. ایشان با تمام سلاح های سبک و سنگین که در آن زمان مورد استفاده قرار می گرفت، آشنایی کامل داشت و به نحو احسن می توانست از آن ها استفاده کند.
در یکی از مناطق به شدت با ضد انقلاب درگیر بودیم، در حین درگیری قبضه خمپاره از کار افتاد و هر چه تلاش کردیم نتوانستیم خمپاره انداز را روبراه کنیم. عناصر ضد انقلاب وقتی فهمیدند که شلیک خمپاره قطع شده، از چند محور شروع به پیشروی کردند. ما در موقعیت حساسی قرار گرفته بودیم و امکان عقب نشینی نداشتیم و تعداد نیروها هم در حدی نبود که بتوانیم حمله را علیه ضد انقلاب آغاز کنیم.
در گیر و دار این وضعیت قادر مثل فرشته نجات با یک دستگاه موتور سیکلت پیدایش شد و گفت: چرا در لاک دفاعی فرو رفته اید؟ گفتم: قبضه خمپاره از کار افتاده و دشمن در حال پیشروی است. گفت سرشان را گرم کنید تا نزدیک نشوند، الان درستش می کنم. به تنهایی مشغول کار شد و بعد از نیم ساعت خمپاره انداز را آماده کرد و اولین گلوله را شلیک کرد.
بعد از اینکه خمپاره انداز به راه افتاد، قادر گفت: من ماموریت مهمی دارم و باید بروم. سپس سوار موتور سیکلت شد و رفت، ما توانستیم ضربه مهلکی به ضد انقلاب بزنیم و این پیروزی را مدیون قادر هستیم.


کد مطلب: 345421

آدرس مطلب: http://www.isaar.ir/fa/news/345421/پدر-پسری-تاب-ماندن-این-دنیا-نداشتند

ايثار
  http://www.isaar.ir